تبليغاتX
...دل م می نویسد - هِی بغض ِ آواره! راحتم بگذار ...
هِی بغض ِ آواره! راحتم بگذار ...

می شود همین جور ادامه داد. می شود به روی خود نیاورد دغدغه ها و دلواپسی ها را. لذت برد از آبی ِ آسمان و لبخند دوست و صدای گام های کودک نوپای همسایه. و هی به روی خود نیاورد رنج ها و ترس ها را. خود را سرگرم کرد به کتاب و نت و آدم ها و .. قشنگی ها را دید. خوبی ها را. پرنده ای را که بی بهانه می خوانَد... و نگفت که چه دارد بر سر آدم می آید..

ادامه می دهم. فارغ از آنچه شده و آنچه که ن/می شود. ادامه می دهم، با همه ی خستگی ها و سرخوردگی ها؛ شادی ها و دلخوشی ها.تا کجا از پا در بیایم؛ از نفس بیفتم.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 14:0 |

 
Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir Kakapo | Security System